[spoiler]

پلاگین

[/spoiler] نکته ها از سوئد- قسمت بیستم - زیر آسمان سوئد
X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1391 @ 23:37

نکته ها از سوئد- قسمت بیستم


زیر آسمان سوئد: در بیستمین بخش از سلسله مطالب "نکته ها از سوئد" به نکات و ریزه کاریهای فرهنگی اشاره می کنیم که بسیاری از آنها از جمله حقایق تلخ و ناخوشایندی است که متاسفانه در جامعه امروز سوئد وجود دارد و برای رفع و حل این مشکلات عموما فرهنگی و اجتماعی،نیاز به عزم دولت و مردم آن جامعه برای داشتن دنیایی آزاد و فارغ از هرگونه تبعیض و نژادپرستی بیشتر از پیش احساس می شود.قطعا راه سوئد برای رسیدن به یک جامعه آرمانی که در آن رنگها و نژادها،مذاهب و اعتقادات جای خودشان را به زندگی بر محور انسانیت و همنوع دوستی فارغ از بیماری های فکری ناشی از فعل و انفعالات غیراختیاری ژنتیکی در انسانها بدهند،همچنان راهی طولانی و دشوار است و شاید سالهای سال طول بکشد تا نسلهای آینده به اصل "بنی آدم اعضای یکدیگرند،که در آفرینش ز یک گوهرند" التزام عملی پیدا کند.در ادامه بیشتر موضوع را می شکافیم.


* سوئدی ها با افتخار تمام از عصر یخی این سرزمین،دوره وایکینگها و زمانی که خودشان دزد دریایی بودند و به غارت اموال می پرداختند صحبت می کنند و حتی خودشان می گویند که در آن زمانها که هنوز سوئد به دوره شکوفایی و پیشرفت صنعتی نرسیده بود،سیب زمینی پخته شده مهمترین،ارزانترین و اصلی ترین غذایی بود که در دسترس شان بود! بنابراین،حتی داشتن تاریخ و گذشته اینچنینی برای آنها بد نیست بلکه اتفاقا نقطه آغازی برای خودداری از غرور یا تعصب بیجا و داشتن انگیزه پیشرفت و حرکت به سمت جلوست و اینکه فراموش نشود که چه بوده ایم،چه شده ایم و چه باید شد! این خصوصیت سوئدی ها ریشه در تاریخ آنها هم دارد.در سالهای سرد و سختی که سوئد با آن مواجه بود،داشتن روحیه اتحاد و همبستگی برای در امان ماندن از سرما و تاریکی زمستانهای طاقت فرسای سوئد موجب شد تا سوئدی ها بتدریج مبدل به انسانهایی شوند که اساسا از بازخوردها یا فیدبک های منفی استقبال نکنند و همواره مثبت اندیشیدن و روحیه دادن به یکدیگر برای زنده ماندن در کنارهم را سرلوحه کارهایشان قرار دهند.درست بهمین خاطر است که اگر به یک سوئدی حرفی خام و نپخته هم بزنید،باز هم طوری پاسخ شما را می دهد که شما هیچگونه علامتی از اینکه متوجه شوید چه حرف خامی به وی زده اید را نبینید! البته شاید این موضوع در زمانی که شما کار درستی انجام نداده اید و انتظار بازخورد منفی از مخاطب خود برای اصلاح و بهتر شدن خودتان را دارید،خیلی راهکار خوب و خوشایندی بنظر نرسد اما به هر صورت یک حقیقت موجود است.در بسیاری از فعالیت های گروهی در سوئد،از بازخورد یا فیدبک منفی در کار استقبال نمی شود.

* متاسفانه در فرهنگ معاصر سوئد،تعریف واژه "سوئدی" و اینکه چه کسی یک "سوئدی" گفته می شود با آنچه شاید در عمل اتفاق می افتد و تجربه می شود بسیار تفاوت دارد.یک سوئدی فرد سفیدپوستی است که چشمان آبی و موهای بلوند دارد.تلخ ترین و بدترین تصوری که می توان از مفهوم ژنتیکی یک نژاد داشت! باید صادقانه اذعان نمود که در سوئد متاسفانه هنوز تصور درستی از مفهوم ژنتیکی یک نژاد و تفاوت آن با مفهوم فرهنگی یک نژاد وجود ندارد.سوئدی بودن یعنی سفیدپوستی و سفیدپوستی یعنی سوئدی بودن.با کمال تاسف باید اعتراف نمود که هر فردی که خارج از این تعریف باشد به هر صورت در جامعه سوئد یک "غیرسوئدی" محسوب می شود.چه در این کشور برای سالهای سال زندگی کرده باشد،زبان سوئدی را کامل یاد گرفته باشد،با سوئدی ها حتی در هم آمیخته باشد،با یک سوئدی ازدواج کرده باشد،فرزند سوئدی داشته باشد،در سوئد کار کرده باشد و مالیات داده باشد و...باز هم در نهایت در جامعه امروز سوئد به وی یک فرد "غیرسوئدی" گفته می شود.

* آمارها نشان می دهند که جامعه سوئد برای پذیرش مهاجرین خارجی و پناه دادن به پناهجویانی که عموما از کشورهای بحران زده و جنگزده دنیا رنج و مشقت کوچ کردن را به جان می خرند و با دشواری های فراوان خودشان را به سوئد می رسانند،آمادگی مناسبی دارد ولی چیزی که آمارهای شاخص های فرهنگی و یا آمارهای بیکاری افراد مهاجر نشان می دهند این است که جامعه سوئد برای جذب خارجی ها در بازار کار و یا حتی پذیرش آنها بعنوان عضوی از این جامعه آزاد همچنان راه درازی در پیش دارد.تفکر و نگرش جامعه گرای سوئد در بسیاری از خدمات رایگان و مناسب اجتماعی قابل ستایش است ولی از آنسو حتی زندگی برای سالهای متمادی در این کشور ضامن پذیرفته شدن فرد مهاجر خارجی بعنوان یک شهروند عادی یا یک عضو موثر در چرخه اقتصاد جامعه نیست.

* در فرهنگ امروز سوئد،تفکر "آنچه برای سوئد خوب است،برای دنیا هم خوب است" از دوران کودکی برای سوئدی ها نهادینه شده است.این همان نگرش و فرهنگی است که به "مدل یا الگوی سوئدی" معروف است و اینکه سوئدی ها برای هر چیزی مدل یا الگوی سوئدی خودشان را دارند.حتی در سوئد ضرب المثل معروفی وجود دارد که می گوید:
Start peeling banana from other end
این نگرش درست نسخه سوئدی نگرشی است که در آمریکا هم رایج است: "آنچه برای آمریکا خوب است،برای دنیا هم خوب است"! این تفکر از بسیاری از جهات نشان دهنده عدم انعطاف فرهنگی یک کشور برای Integration یا تقابل فرهنگهاست.سالهای سال شاید طول بکشد تا جامعه ای پدید بیاید تا در آن "آنچه برای انسانیت خوب است،برای دنیا هم خوب باشد"!

* بسیاری از سوئدی ها (منظور فرهنگ غالب بر توده ی مردم است نه لزوما همه ی آنها) علیرغم افتخار کردن به قانون سوئدی "یانته لاگن"،در عمل درست برعکس مفاد این قانون خودشان را از بسیاری از جهات از دیگر ملیت های دنیا برتر می بینند و انگاری این قانون را تنها برای خارجی ها وضع نموده اند! البته این احساس درونی بسیار مخفی و در لایه های زیرین شخصیتی آنها قرار دارد و به زمان زیادی برای زندگی در این کشور لازم است تا یک فرد خارجی بتواند بخوبی آن را درک کند.آنها خودشان را حتی برتر از نروژی ها می دانند چون معتقد هستند که نروژی ها به این دلیل مرفه و ثروتمند هستند که خیلی خوش شانس بودند که منابع نفتی را در دریای شمال کشف کردند یا خودشان را برتر از فنلاندی ها می دانند که تنها کشاورزان سیب زمینی کاری بودند که به نان شب خودشان هم محتاج بودند.این در حالیست که نسل خود سوئدی ها به دوران وایکینگها و دزدان دریایی برمی گردد که در آن دوران با وجود سرمای هوا،اقتصاد ضعیف و نامساعد بودن شرایط برای کشاورزی،سیب زمینی تنها چیزی بود که برای خوردن در اختیار داشتند.البته هیچ کسی شکی در اینکه جامعه سوئد در حال حاضر یک جامعه پیشرفته از بسیاری از جهات علمی،اقتصادی و سیاسی است ندارد ولی آنچه هدف این مطلب است این است که به خواننده خود این مفهوم را برساند که در برخی از موارد هم آنچه در قالب دموکراسی و آزادی ها تبلیغات می شود با آنچه در عمل از سوی افراد آن جامعه تجربه و احساس می شود،می تواند بسیار تفاوت داشته باشد.

* وجود پتانسیل بالای جامعه سوسیالیست سوئد برای تلاش در جهت تفاوت قائل نشدن برای شهروندان و سایر افراد مهاجر در آن جامعه در بسیاری از زمینه ها قابل ستایش است چون به این ترتیب هر فردی از حداقل امکانات رفاهی برای یک زندگی عادی و سالم برخوردار خواهد شد و به قول معروف محتاج نان شب خودش نخواهد بود.جایی برای زندگی و نانی برای خوردن...این مساله بخودی خود به کاهش چشمگیر بسیاری از جرائم که ناشی از فقر و نداری انسانهاست کمک شایانی می کند اما با این همه آن جامعه را در مسیر یکطرفه و بی برگشتی قرار می دهد که حتی در صورت تشخیص بیماری در درون آن،راهی برای درمان آن وجود ندارد.منظور داشتن سیاست یک بام و دو هوایی است که در یک سو مالیات را از افراد ثروتمند می گیرد و به افراد بیکار و منفعل در جامعه یارانه دولتی پرداخت می کند و به رشد انفعال و سوءاستفاده های اجتماعی در جامعه کمک می کند و از سویی دیگر به دلیل آنکه نمی تواند بین افراد تحصیلکرده یا دارای تجربه و صلاحیت کافی برای جذب در بازار کار با سایر افراد آن جامعه تفاوت اساسی قائل شود و یا بنوعی برای آنها امکانات اختصاصی و ویژه در نظر بگیرد،با جمعیت بخصوص مهاجر و خارجی بیکاری مواجه می شود که در نهایت کانادا و آمریکا و یا استرالیا را مکانی مناسب تر برای ادامه زندگی خود می بینند.سیاستمداران سوئدی بخوبی به این نکته واقف هستند و در طی این سالها با تسهیل شرایط قانون ویزای کاری برای ورود خارجی های متخصص و دارای صلاحیت کاری،زمینه ها را برای مهاجرت آسانتر و موثرتر فراهم نموده اند اما آماده نبودن شرایط فرهنگی برای ورود خارجی ها به اروپا و نیز آماده نبودن زیرساخت ها و ساز و کارهای اقتصادی و توجه بیش از حد به دانستن زبان سوئدی حتی برای احراز برخی مشاغل انگلیسی زبان(مثل حرفه استادی دانشگاه در دانشگاهی که بسیاری از درسها تنها به زبان انگلیسی در آن تدریس می شوند)،همه و همه دست آنها را برای حضور موثر خارجی ها در سوئد بسته است.

* یکی از جمله حقایق تلخی که امروزه به شکل بسیار نگران کننده ای گریبان اروپا را گرفته است، وجود پدیده نژادپرستی مخفی و پنهان در سطح افکار عمومی جامعه است.افکار بسیار ترسناک و مخوفی که پس از جرم شناخته شدن بیان مسائل نژاد پرستی در دنیا، جرات بیان شدن و شنیده شدن را حتی هم ندارند.وجود چنین بیماری پنهانی در بطن و ریشه افکار عمومی یک جامعه گاهی بسیار بیشتر از آشکارا دیده شدن و بیان شدنش هزینه برای دولت و مردم آن جامعه دارد.وقوع حادثه تروریستی اخیر در نروژ،بمب گذاری انتحاری گذشته در استکهلم،تقویت و توسعه مخفی و پنهان احزاب مهاجرستیز در دانمارک،آلمان و سوئد و نروژ،ورود آرام و تدریجی حزب مهاجرستیز دموکراتهای سوئد به پارلمان ملی این کشور،آمار بالای جرم و جنایت در شهرهای مهاجرخیزی همچون مالمو در جنوب سوئد و خیلی دیگر از حقایق موجود گواه هایی بر این مدعا هستند.

تهیه،تنظیم و نگارش: علی مهدی پور


*درصورتی که قصد لینک این صفحه را دارید،از نوار تولبار بالای صفحه به کل مطلب لینک کنید.لطفا مطالب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ کپی رایت در ایران کمک کنیم.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به زیر آسمان سوئد می باشد