[spoiler]

پلاگین

[/spoiler] آیا مهاجر قلمداد شدن در سوئد یک برچسب همیشگی است؟! - زیر آسمان سوئد
X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1391 @ 23:42

آیا مهاجر قلمداد شدن در سوئد یک برچسب همیشگی است؟!



زیر آسمان سوئد:
آیا همینکه برای سالهای سال در اروپا یا در همین کشور سوئد زندگی کرده باشید،کافیست تا دیگر مهاجر یا Immigrant و یا به قول خود سوئدی ها Invandrare نامیده نشوید؟! آیا اگر فرزندان شما از دوران کودکی در اروپا یا سوئد بزرگ شده باشند،این حق را برای آنها قائل نیستید که جامعه آنها را با برچسب "مهاجر غیرسوئدی" نشناسد و برای همیشه به این خاطر تبعیض یا هرگونه دسته بندی بین جمعیت یک کشور از بین برود؟! و یا اینکه نه معتقد هستید که بین یک ایرانی حتی در صورتی که از کودکی در سوئد بزرگ شده باشد با یک فرد سوئدی الاصل همچنان باید تفاوت اسمی باشد ولی وجود برچسب ها تا زمانی که خدشه ای به حقوق اجتماعی و قانونی آنها وارد نکند،اشکالی ندارد؟!
آیا فکر می کنید که یک ایرانی در هر جای دنیا که زندگی کند فارغ از اینکه از کجا آمده و در چه محیطی رشد کرده است، باید تنها با تعصب و ملی گرایی تنها یک ایرانی نامیده شود و یا اینکه رشد کردن شخصیتی فرد در یک جامعه می تواند به وی هویت دوگانه ای بدهد؟! و اگر فرض کنیم که این فرد دارای هویت دوگانه است،آنگاه رفتار جامعه ای که در آن رشد نموده است باید با وی چگونه باشد؟! آیا مردم آن جامعه این حق را دارند که وی را هرگز یک سوئدی ننامند و یا اینکه رفتار آن فرد است که تعیین کننده رفتار مردم آن جامعه به وی و در نتیجه از بین رفتن فاصله ها و یا همچنان وجود این فاصله های فکری است؟!
در ادامه این موضوع را بیشتر می شکافیم و از نظرات برخی از دوستان سوئدی و غیرسوئدی استفاده می کنیم.

تبعیض و اختلاف قائل شدن بین دو نژاد یا نژادپرستی پدیده ای نیست که تنها مختص اروپایی ها یا کشورهای توسعه یافته دنیا باشد. مشکل اصلی در طرز فکر و نوع نگاه انسانها به محیط پیرامون خودشان است و اینکه آنها کل جمعیت جامعه ای که توده ی مردم آن هنوز از نظر توسعه فرهنگی به رشد و تکامل نرسیده اند را بدون استثناء مستحق تبعیض و فاصله های دور و دست نیافتنی از خود بدانند.بیماری ای که امروز گریبان دنیا را گرفته است مردمانی هستند که تنها دریچه ی دریافت اطلاعات آنها از دنیای پیرامون شان به فیسبوک،گوگل،CNN،BBC و برخی از شبکه های اجتماعی و مطبوعات جهت دار و نه بی طرف محدود شده است.امروزه دنیا به شکل بسیار هوشمندانه و تاسف باری به سمتی می رود که در آن رشد فناوری و توسعه علوم بیشتر از آنکه زمینه ساز آشنایی عمیق فرهنگهای مردمان از همدیگر شود،به سمت ارتباط های مجازی،غیرواقعی،موقتی و ناپایدار و عمدتا ناقص و بدون اعتماد و شفافیت لازم پیش می رود.نژادپرستی محصول کارخانه فکری ای است که در آن افکار بیمار و متعصب هیچگونه تمایلی به استخدام کارگران خارجی ندارند و حقوق آنها را محترم نمی شمارند.نژادپرستی تا زمانی به حیات خود ادامه خواهد داد که ما بعنوان مهاجر تلاشی برای شناساندن حقایق درون خود به محیط پیرامون خود نکنیم و انتظاری هم از دیگران برای درک و فهم حقایق مطابق با آنچه در عمل در کشورمان وجود دارد نداشته باشیم.شبکه های اجتماعی،کتب و اخبار رسانه ها به ارتقای سطح دانش انسانها کمک می کنند ولی قطعا ما برای نزدیکی عملی اندیشه ها و درک بیشتر از یکدیگر نیاز به وجود فضای گفتمانی داریم که در آن همه ی نقطه نظرات محترم شمرده شود و روحیه اتحاد را در بین ما تقویت کند.

کشور سوئد صرفا با پناه دادن به جمعیتی پناهجو از کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه دنیا که آنهم با اجبار و کمک مالی سازمانهای حقوق بشری به سختی و با دردسرهای فراوان انجام می شود نمی تواند این ادعا را داشته باشد که کشوری موفق در زمینه مهاجرپذیری است.البته در بسیاری از تسهیلات و خدمات اجتماعی و آموزشی و درمانی رایگانی که دولت سوئد ارائه آنها را بدون چون و چرا حق مسلم و قانونی گروه های مختلف جمعیتی در سوئد می داند شکی نیست و همه ی اینها نشان از میهمان نوازی و روحیه انسان دوستی سوئدی هاست اما برای داشتن یک جامعه سالم و زیبا که در آن همه ی انسانها فارغ از نژاد و رنگ پوست شان در درجه اول یک انسان خوانده شوند فاصله ها هنوز محسوس است.حتی در کشورهایی که از نظر کیفیت و راندمان فرایند مهاجرپذیری کارنامه موفق تری به نسبت سوئد دارند(از جمله کانادا،آمریکا و استرالیا)،وجود برچسب ها همیشگی است و نمی توان ادعا نمود که یک فرد خارجی برای همیشه یک خارجی نامیده نشود اما بواقع خارجی یا مهاجر نامیده شدن یا نامیده نشدن در جای خودش هیچگونه اهمیتی برای افراد آن جامعه ندارد چون جمعیت مهاجر یک کشور خودش بخوبی می داند که یک مهاجر و خارجی است و به آن افتخار هم می کند اما مشکل از نقطه ای آغاز می شود که وجود برچسب ها به نقطه ی آغازی برای ایجاد فاصله های نامرئی بین انسانها تبدیل می شود و آنگاه بذر اختلاف برای همیشه در سلول های خاکستری افراد آن جامعه کاشته می شود.

در واکنش به این پدیده،بسیاری از انسانهای مهاجر این را حق مسلم مردم آن جامعه می دانند که خودشان را به هر جهت برتر از آنها ببینند و در مواردی وجود این اختلاف را عملا در زندگی روزمره خود می پذیرند و نیازی هم به نزدیکی بیشتر احساس نمی کنند چون خودشان را از نظر تکامل فکری یا بلوغ اجتماعی بالغ و کامل می دانند و یا اینکه اساسا مردم جامعه میزبان را از نظر فرهنگی بسیار دور از خود می بینند و همینکه از نظر رفاهی و سیاسی در امان هستند برای آنها کافی بنظر می رسد.این عده از افراد هیچگونه تمایلی به سازگاری با محیط جدید خود ندارند و از نظر  مردم جامعه میزبان در رده شهروندان "بی اثر" جای می گیرند.

بسیاری دیگر نیز وجود اختلاف ها را همیشگی نمی دانند و تلاش می کنند تا با درست رفتار کردن و نشان دادن حسن نیت و رفتارهای صادقانه و انسانی خود این اختلاف های فکری را به حداقل سطح ممکن خود برسانند.سوءاستفاده نکردن از قوانین،صداقت کاری و احساس مسئولیت در قبال خود و جامعه جدید،احترام به حقوق دیگران،پرداخت قانونی مالیات،احترام به فرهنگ و آداب و سنن مردم آن جامعه و میل به یادگرفتن زبان آنها،افتادگی و تواضع،سخاوتمندی و دوری از تعصب بیجا و بدون دلیل از مهمترین خصوصیات این گروه از افراد مهاجر است.تجربیات و آمارها نشان داده است که در طی زمان این عده از افراد مهاجر کمتر در معرض برچسب گرفتن قرار می گیرند و بخودی خود و در طی مرور زمان با فرهنگ جدید آنگونه سازگار می شوند که یک سوئدی بندرت و یا به سختی به این فکر می افتد که همسایه وی یک مهاجر سوئدی بوده است.این همان چیزی است که هر شهروند پس از سالها زندگی در غربت از یک جامعه آزاد و سالم انتظارش را دارد.در واقع آنچه از جامعه به شما بازخورد و یا فیدبک می شود با احتمال بسیار زیاد آن چیزی است که در جهت آن واقعا تلاش کرده اید و سپس انتظارش را داشتید.

اما در موفقیت فرایند مهاجر پذیری و ارتقای کیفیت و راندمان آن،جهت همه ی فلش ها تنها به سمت افراد مهاجر و مسئولیت های آنها در قبال جامعه جدید نیست بلکه این جامعه جدید هم در قبال افراد مهاجر مسئولیت هایی دارد که اگر بخوبی محقق نشود،باز هم گره از تمامی مشکلات باز نخواهد کرد.قطعا بسیاری از سیاست های اداره مهاجرت سوئد در فرایند مهاجرت قابل نقد و انتقاد است.مهاجرینی که علیرغم سالهای سال زندگی در سوئد با فرهنگ و کشور جدید کوچکترین سازگاری ای نیافته اند،مهاجرینی که بصورت غیرقانونی از آنها توسط کارفرمایان سودجو و بی انصاف کار کشیده می شود،مهاجرینی که بخاطر تنها زندگی در اروپا قوانین را دور می زنند و حقوق دیگران را محترم نمی شمارند،مهاجرینی که صرفا از تسهیلات و خدمات اجتماعی و سوسیال دولت سوئد استفاده می کنند و هیچگونه تعاملی با محیط خود ندارند،مهاجرینی که بازار کار مناسبی در سوئد نمی بینند و برای ماندن و زندگی در سوئد متوسل به راههای غیرقانونی،ناخواسته و غیراخلاقی می شوند و خیلی موارد دیگر...

تمامی اینها انتقادهای روشنی است که به سیاست های اداره مهاجرت سوئد وارد است.اگر برای دولت سوئد بهبود این شرایط از اولویت برخوردار باشد،طبیعتا بایستی تمهیداتی را بیاندیشد که به مرور زمان شرایط برای بهتر شدن اوضاع فراهم شود.در غیراینصورت حتی اگر شما بعنوان یک فرد مهاجر به سوئد شهروند نمونه ای هم باشید با یک خلاء اجتماعی در مقابل خود روبرو هستید که عرصه را برای زندگی بهتر برایتان تنگ می کند.البته وجود این خلاء به این معنی هم نباید باشد که بهانه ای باشد که مسئولیت های فردی خودمان را از یاد ببریم.قطعا تعامل این دو با همدیگر نتیجه خوبی را در بر خواهد داشت و جامعه در صورتی که تلاشی را در جهت بهتر شدن مشاهده کند قطعا به آن واکنش نشان خواهد داد.

اما مرور برخی نظرات دوستان سوئدی و غیرسوئدی درباره این مطلب یعنی برچسب های اجتماعی در نوع خود خواندنی و جذاب است.با هم به منتخب برخی از این نظرات که فهرست کامل آنها را می توانید در اینجا مشاهده کنید اشاره می کنیم:












نگارش و تنظیم:
علی مهدی پور

*درصورتی که قصد لینک این صفحه را دارید،از نوار تولبار بالای صفحه به کل مطلب لینک کنید.لطفا مطالب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ کپی رایت در ایران کمک کنیم.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به زیر آسمان سوئد می باشد