[spoiler]

پلاگین

[/spoiler] جامعه گرایی در سوئد یا سرمایه داری در آمریکا؟! - زیر آسمان سوئد
X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1391 @ 02:59

جامعه گرایی در سوئد یا سرمایه داری در آمریکا؟!


زیر آسمان سوئد: هر شهروندی که در یک کشور زندگی می کند بایستی با چهارچوب های قانونی آن کشور آشنا باشد.سوئد یک کشور سوسیالیستی،ضد سرمایه داری یا جامعه گراست.سوسیالیسم یا نظام حکومتی سوسیالیستی Socialism در یک کلام ساده یعنی"جامعه‌ای برای همه" یا همان جامعه ای که در آن تمامی لایه های اجتماعی "سهمی یکسان" در سود همگانی داشته ‌باشند.وقتی شما یکی از کشورهای حوزه اسکاندیناوی مثل کشور سوئد را برای زندگی تان انتخاب می کنید، بطور خودکار وارد ساز و کاری شده اید که تمامی زیرساخت های فرهنگی،اقتصادی و سیاسی آن بر اساس سوسیالیسم یا فلسفه ضد سرمایه داری بنا شده است.

در نظام سوسیالیستی همانند آنچه در سوئد وجود دارد، شما بجای اینکه  شاهد مالکیت مستقیم بخش خصوصی بر ابزار بخش صنعت و تولید باشید، شاهد مالکیت اجتماعی مستقیم(مثل مالکیت دولتی صنایع) یا مالکیت اجتماعی غیرمستقیم(مثل مالکیت اصناف و شوراهای کارگری) بر بخش صنعت و تولید هستید.بطور کلی، هدف از سوسیالیسم "لغو هرگونه مالکیت خصوصی" برای جلوگیری از ایجاد تبعیضات اجتماعی در جامعه است.در این مکتب اجتماعی، مالیات از فرد سرمایه دار دریافت و به جیب فرد بی بضاعت یا کم بضاعت تزریق می شود تا همگان از  حداقل سطح امکانات رفاهی  برخوردار باشند.


سوسیالیسم نمادی از توزیع مجدد ثروت: دریافت مالیات از داراها و توزیع آن بین ندارها در جهت تامین رفاه عمومی


نمادهای سوسیالیسم در سوئد


در دانشگاه

اگر نگاهی به تسهیلات آموزشی دانشگاههای سرتاسر سوئد بیاندازید متوجه می شوید که تقریبا یک سری امکانات و تجهیزات پایه در تمامی دانشگاهها یکسان و به یک شکل طراحی و اجرا شده است.بطور مثال، تمامی اتاقها و سالنهای درس،سمینار،مطالعه،کتابخانه و... با مجموعه ای از امکانات مشابه تجهیز شده اند.حتی نحوه نشستن دانشجویان بر روی صندلی هایی در یک ردیف( به شکلی که یکدستی و یکنواختی دانشجویان را در ذهن تداعی کند) و یا اتاقهای مطالعه گروهی Group Rooms یا اتاقهای مخصوص رایانه ها Computer Rooms با یک چیدمان و آرایش مشخصی از تجهیزات آموزشی شکل گرفته اند.


در اشتغال

در سوئد، صرف تحصیل و یا داشتن مدرک تحصیلی عالی ضامن شرایط شغلی و یا اقتصادی بهتر نیست بدین معنی که همه مردم بر اساس لیاقت و درجه تلاش و پشتکارشان به موقعیت های بهتر شغلی در زندگی خود می رسند و در واقع شایسته سالاری جایگزین مدرک سالاری می شود. شما صرف تحصیل در یک دانشگاه معتبر بین المللی و یا صرف داشتن تحصیلات عالی کافی حائز صلاحیت برای احراز یک شغل نمی شوید. آنچه هویت شما را بیش از پیش موثرتر و سودمندتر می سازد، لیاقت و کارآمدی و  میزان خلاقیت شما در کاریست که به شما محول شده است.بهمین خاطر ذکر القاب  شغلی  نظیر دکتر،مهندس،پروفسور و... بجز در مکاتبات بسیار رسمی در محاورات و ارتباطات روزمره محلی از اعراب ندارد و پرسشی که هویت اصلی شما را مشخص می سازد نه پرسش از گرایش دینی و مذهبی شماست و نه پرسش از محل زندگی یا میزان درآمدتان و یا سطح سوادتان! شغل شما، هویت شماست.

از طرفی و بخاطر وجود سیستم سوسیالیستی در سوئد، بازار کار برای همه رقابتی و یکسان است و سطح درآمدها در سطوح مختلف اجتماعی آنقدر زیاد نیست که منجر به سرمایه داری برخی از اقشار خاص جامعه شود و یا خیلی خیلی کمتر این اتفاق می افتد.بهمین دلیل،شما تا یک سطح خاصی رشد می کنید و تا همان سطح هم احترام و مقبولیت اجتماعی تان حفظ می شود.اگر بخواهید از سطح مشخص شده فراتر روید و بعبارتی رو به سرمایه داری و کاپیتالیسم بیاورید، سیستم سوسیالیستی محدودیت های بیشتری برای شما فراهم می آورد.مالیات های تصاعدی آنچنانی و فشار مالی از سوی بخش دولتی برای وادار نمودن شما به بازگشت به سطح مقبول اجتماعی یکسان.


در حمل و نقل عمومی

تمامی ایستگاههای اتوبوس و قطار در تمامی شهرهای سوئد به یک شکل و با یک چیدمان مشخص طراحی و اخداث شده اند.حتی برنامه زمانبندی های حرکت و تابلوهای مربوطه،دستگاههای کارت خوان بلیت،آرایش و نوع صندلی های مسافرین،نوع اتوبوسها،نوع لباسهای فرم رانندگان و... همگی و همگی یکسان و مشابه اند تا هم  به نوعی نظم عمومی رعایت شود و هم هیچگونه تبعیض و اختلاف سیاستی مابین شهرهای مختلف(چه بزرگ و چه کوچک) در این زمینه ها بوجود نیاید.خودروی "ولوو" برای سالهای متمادی خوردوی ملی سوئدی ها بوده است(اگرچه مالکیت اصلی آن در اختیار آمریکایی ها-شرکت Ford-بود و اکنون در اختیار چینی هاست) ولی جالب اینجاست که تقریبا بیش از نیمی از مردم سوئد بنوعی از این خودروی ملی خود  به شکل مشابهی استفاده می کنند و در واقع از سیاست تولید آن بطور دسته جمعی حمایت می کنند.در واقع "ولوو" به نوعی نماد همبستگی ملی و سوسیالیسم اقتصادی سوئدی ها محسوب می شود.


در صنعت

اگر نگاهی اجمالی به صنایع تولیدی و مهم سوئدی ها بیاندازید متوجه خواهید شد که شرکتهای بزرگ و نامدار سوئدی ای که در زمینه تولیدات انبوه در عرصه بین المللی به شدت فعال هستند آنچنان هم زیاد نیست.

"ولوو"،"ساب"،"SKF"،"اریکسون"،"ایکیا"،"الکترولوکس"،"ساس"،"تلیا"،"اسکانیا"،،"H&M"، و...

اما همین تعداد محدودی از صنایع آنقدر متمرکز و قدرتمند هستند که پاسخگوی نیازهای داخلی و خارجی کشور باشند.


در فروشگاهها

تقریبا شما در اکثر فروشگاهها، اجناس و کالاهایی تقریبا مشابه را خریداری می کنید و کمتر دچار سرگیجه برای انتخاب کالای موردنظرتان در بین انواع مختلف کالاهای عرضه شده می شویددر واقع تنوع در کالاها تقریبا به اندازه کافی وجود دارد ولی آنقدر زیاد نیست که خریدار متوجه اختلاف فاحشی شود. .تمامی کالاها نیز از یک سیاست واحد قیمتی پیروی می کنند بدین معنی که اگر یک کالا در یک فروشگاه خاص در یک دوره زمانی خاص شامل حراجی شود، در تمامی فروشگاههای آن برند خاص در سرتاسر سوئد آن کالا به همان کیفیت و با همان قیمت واحد ارائه می شود.


در معماری شهری

اگر کمی بیشتر به فضای پیرامون مان توجه کرده باشیم ،براحتی درمی یابیم که طراحی معماری شهری اصولا در تمامی اروپا از یک سری اصول مشخصی پیروی می کند.بافت خیابانها،معماری خانه هایی که در بستر هسته اصلی شهر قرار دارند،معماری ساختمانهای اداری و تجاری،معماری کلیساها و... همگی تابع یک سیاست مشخص مدیریت شهری هستند.خانه های مسکونی و مجتمع های مسکونی در سرتاسر سوئد دارای الگوهای معماری واحدی هستند تا نظم اجتماعی و سوسیالیسم را بیشتر از پیش به ذهن متبادر کنند.


در بیمارستان

براساس قانون و نظام هماهنگ بهداشت و درمان در سوئد، همه مردم در سوئد بایستی از تسهیلات بهداشت و درمان در شرایط یکسان برخوردار باشند.حتی کسانی که نامشان در اداره ثبت احوال سوئد ثبت شده باشد همانند شهروندان سوئدی حق برخورداری از خدمات درمانی را دارند.قرارگرفتن بیماران در یک صف واحد جهت معاینه پزشکی و عدم وجود رانت های اجتماعی نشانه وجود تفکر جامعه گرا در این بخش می باشد.


در جستجوی خانه

همه شهروندان سوئدی و غیرسوئدی-همه و همه- برای یافتن خانه موردنظرشان در یک صف واحد قرار می گیرند تا به ترتیب زمان ثبت نامشان صاحب خانه شوند.سایتها و مراکز مشخص و معلومی برای ثبت نام مسکن وجود دارد و همگی نیازمندی های مربوط به بازار عرضه و تقاضای مسکن را در یک سامانه متمرکز و بدون دخالت مستقیم دولت مبادله می کنند.در نتیجه و به لطف وجود سامانه نوبت دهی متمرکز، نقش باندهای مافیایی مسکن در این مبادله پایاپای کمرنگ و کمرنگ تر می شود.


و...



واقیعت نهفته در سوسیالیسم

با نگاهی ظریفتر به محیط پیرامون زندگی خود،از این نمونه های سویالیستی که در واقع نمادهایی از نظام یکپارچه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در سوئد محسوب می شوند بسیار و بسیار می بینید ولی نکته ی ظریفتری که وجود دارد شاید این است که تا چه اندازه شما با این معیارهای اجتماعی و فرهنگی سازگار هستید! تا چه میزان می توانید این را بپذیرید که بطور مثال یک فرد تکنسین یا یک فردی که بدون تحصیلات آکادمیک و تنها بصورت تجربی حرفه اش را دنبال کرده است از شرایط و تسهیلات زندگی تقریبا یکسانی با شمایی برخوردار است که بطور نمونه با تلاش فراوان تحصیلات عالیه را به پایان رسانده اید و یا دهها مقاله علمی را بچاپ رسانیده اید و  سالهای متمادی عمر خود را به تحقیق و پژوهش علمی اختصاص داده اید و  یا سالها با سختی فراوان یک تجارت و یا کسب و کار موفق را شکل داده اید و اکنون درآمد ماهانه تان با همسایه یا همکارتان تقریبا یکسان است!

واقعیت اینجاست که خیلی از افرادی که در همین نظام سوسیالیستی ثروتمند شده اند تا زمانی از وجود این نظام جامعه گرا حمایت و پشتیبانی می کنند که هنوز به لایه های بالای اقتصادی نرسیده اند.پس از گذار از مرز مشخص شده، شاهد این هستیم که خیلی از افرادی که تا دیروز از سوسیالیسم دفاع می کردند، اینبار از کاپیتالیسم و نظام حمایت از سرمایه داری حمایت می کنند.آنها خواهان وجود مرز بین خود و دیگران هستند  تا بدین شکل اختلاف مابین خود و دیگران را بیش از پیش نمایان سازند.در واقع، سوسیالیسم از یک دوره زمانی به بعد ،کسل کننده و فاقد جذابیت اجتماعی و فرهنگی برای آنها خواهد شد.البته این حقیقت یکی از عواقب افزایش سطح سرمایه در هر کشوری ست و تنها به مرزهای سوئد محدود نخواهد شد.

یکی از معروفترین اشخاصی که به دلایل افزایش فشارهای مالیاتی دولتی ناچار به ترک سوئد و اقامت در سوئیس شد، موسس و بنیانگذار یکی از بزرگترین و مشهورترین شرکتهای زنجیره ای تولید لوازم و مبلمان خانگی و اداری یعنی "اینگوار کمپارد" موسس شرکت سوئدی ایکیا IKEA بود. ثروت این ثروتمند ۸۴ ساله سوئدی در سال ۲۰۱۰ میلادی به بیش از ۲۳ بیلیون دلار رسیده بود.


نتیجه گیری

در تصویر بالا، نمایشی بسیار روشن و شفاف از سه نظام اجتماعی-فرهنگی دنیا یعنی کاپیتالیسم،سوسیالیسم و کمونیسم ارائه شده است.


همانطوری که در شکل مشاهده می کنید، در نظام کاپیتالیسم (از نوع آمریکایی آن) و در پی مالکیت بخشهای خصوصی بر ابزار صنعت و تولید،به موفقیت فرد در یک فضای آزاد داد و ستد(Free Market) ارزش گداشته می شود در حالیکه در نظام سوسیالیسم(از نوع سوئدی) با توزیع  مجدد ثروت و لغو مالکیت خصوصی بر ابزار صنعت و تولید،نظام بزرگ رفاهی برای عموم فراهم می شود ولی از طرف دیگر وابستگی مردم به حمایت دولت و ترویج تنبلی در بخشهای اجتماعی بطور ضمنی به جامعه تزریق می شود چون در واقع،دولت ثروت موجود در جامعه را توزیع مجدد می کند و با توزیع یکسان آن در بین همه، موفقیت فرد زحمت کشیده را به نوعی مجازات می کند.در نظام کمونیستی هم یک نظام شکست خورده اجتماعی در سطح بین المللی محسوب می شود، همه چیز به شکل گیری یک حکومت توتالیتر یا یک حکومت یکه تاز دیکتاتوری ختم می شود.


تفاوت بین سوسیالستها و کمونیستها

در نظام سوم یعنی نظام کمونیستی، مالکیت بخش خصوصی بر تمامی سطوح اقتصادی بطور کامل حذف می شود و دولت بطور کامل مالکیت همه چیز را در دست می گیرد.این با فلسفه نظام سوسیالیستی تفاوت فاحشی دارد. در واقع،کمونیسم Communism یک ایدئولوژی ست که در واقع شاخه ای از نظام  بزرگتر سوسیالیسم محسوب می شود و هدف اصلی آن  تنها حمایت از طبقه کارگر جامعه می باشد.


تفاوت مهم دیگر کمونیستها و سوسیالیستها در این است که سوسیالیست ها طرفدار لغو مالکیت خصوصی و  در عوض مالکیت بصورت گروهی مثل مالکیت اصناف و شوراها بر بخشهای تولیدی و همچنین حامی  انتخابات آزاد هستند ولی کمونیست ها تنها به یک حزب (حزب خودشان یا به احزاب دیگری که تحت تسلط خودشان  باشد ) اجازه می دهند اشخاصی را برای شرکت درانتخابات معرفی و نامزد نمایند.در واقع کمونیستها تلاش می کنند به زور در راس کار باشند ولی سوسیالیستها بر اساس اصل آزادی تمامی احزاب بر سر کار هستند.کمونیستها ادعا می کنند که همه چیز از آن دولت است و همه باید به یک اندازه و بر اساس نیاز خود داشته باشند اما معلوم نیست این نیاز را چه کسی یا چه گروهی از مردم تعیین می کنند!


قدرت کمونیسم در اواخر دهه ۱۹۸۰، با زوال دول کمونیستی در اروپای شرقی و با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دسامبر سال ۱۹۹۱ میلادی، کاهش چشمگیری پیدا کرد اما با این وجود هنوز حدود یک چهارم جمعیت جهان در کشورهای کمونیستی و بخصوص جمهوری خلق چین زندگی می‌کنند.در میان  سایر کشورهای آسیایی و آفریقایی که دولت های طرفدار مکتب کمونیسم تشکیل دادند می‌توان به دولت‌های کشورهای کوبا،کره شمالی،لائوس،ویتنام شمالی،آنگولا و موزامبیک اشاره کرد.


نکته آخر

شاید در تصویر آخر، در مجموع نظام کاپیتالیسم بعنوان نظام برتر اجتماعی معرفی شده باشد ولی باید این نکته را در نظر داشت که طبیعتا هر نظام اجتماعی دارای مزایا و معایبی ست.بطور مثال، در نظام سرمایه داری  در آمریکا درصورتی که فردی به هر علتی قادر به تامین معاش خود نباشد، از کمترین خدمات دولتی رفاهی برخوردار می شود و بدین ترتیب بدون حمایت بخش دولتی، اختلاف معیشتی بزرگی بین فرد بی بضاعت و طبقه موفق جامعه پدید می آید که خود به اختلاف طبقاتی و گسترش فقر در جامعه می انجامد.با این همه، بنظر میرسد برای داشتن جامعه ای  پویاتر،نیاز به ساختار جدیدی ست که مزایای هر دو ساختار را در کنار رضایت اکثریت مردم بهمراه داشته باشد.ساختاری که دنیا امیدوار است بزودی به آن دست یابد.


نگارش،تهیه و تنظیم: علی مهدی پور


*درصورتی که قصد لینک این صفحه را دارید،از نوار تولبار بالای صفحه به کل مطلب لینک کنید.لطفا مطالب را بدون ذکر منبع در

جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ کپی رایت در ایران کمک کنیم.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به زیر آسمان سوئد می باشد