[spoiler]

پلاگین

[/spoiler] آنچه بر سوئد در طی دو قرن گذشت... - زیر آسمان سوئد
X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1391 @ 22:55

آنچه بر سوئد در طی دو قرن گذشت...

زیر آسمان سوئد: گاهی اوقات مرور تاریخ و نگاهی به برخی از رخدادهای تاریخی یک کشور به شما کمک می کند که درک درست تری از جامعه ی امروز و محیط زندگی پیرامون خودتان داشته باشید.با مطالعه تاریخ در می یابیم که چگونه کشور پادشاهی سوئد با مساحت ۴۴۹٬۹۶۴ کیلومتر مربع-سومین کشور بزرگ اروپا از نظر مساحت-و با جمعیت 9.4 میلیونی از توده ای عظیم از یخهای متراکم در 2000 سال پیش، امروزه به یکی از پیشرفته ترین و مرفه ترین کشورهای اروپایی مبدل شده است که از دیدگاه های مختلف اقتصادی،اجتماعی،علمی و فرهنگی حتی الگوی سایر کشورهای پیشرفته دنیا نیز محسوب می شود.

مطالعه تاریخ حداقل یکصدسال اخیر سوئد نشان می دهد که انقلاب صنعتی و رشد و شکوفایی اقتصادی،اجتماعی،علمی و فرهنگی این سرزمین شمالی در گروی ارتقای فرهنگ کار گروهی،حس مسئولیت پذیری و آینده نگری،روحیه قانون مداری،هنر عبرت از گذشته ها،احترام به حقوق فردی و اجتماعی،آزادی اندیشه و بیان و حفظ گرایش اعتدال و میانه روی در تمامی فعالیت های زندگی ست.

قطعا گردهم آمدن یکجای تمامی این عوامل برای هیچ سرزمینی در این دنیا در یک زمان و در یک مکان ممکن نیست ولی آنچه تحقق این جامعه آرمانی را در طی فرایندی زمانبر فراهم می سازد، آغاز و اراده حرکت در جهت تحقق آنها و یا بعبارتی دیگر تغییر تدریجی اما بنیادی در اندیشه ی توده مردم جامعه در راستای رسیدن به آنهاست.حرکت هایی که در سوئد از خواست توده مردم و با اراده آنها آغاز شد و در نتیجه ی آن دولتها به تدریج در جهت تحقق آنها دست بکار شدند.جامعه کنونی سوئد چه بد یا چه خوب نه با دخالت یا کمک مستقیم خارجی ها شکل گرفت و نه با جنگ و انقلاب و کودتا.

در ادامه به برخی از مهمترین رخدادهای تاریخی دویست سال اخیر در سوئد اشاره می کنیم که مطالعه دقیق آنها حاوی نکات آموزنده ای می تواند باشد.مرور سایر رخدادها را بخاطر طولانی نشدن این گفتار در مطالب بعدی دنبال خواهیم نمود.

1810 میلادی: مارشال "برنادوت" -از سران فرانسوی ارتش "ناپلئون بناپارت"- بعنوان "پادشاه سوئد" برگزیده شد. او با نام “کارل یوهان چهاردهم” به پادشاهی سوئد رسید.او در سال ۱۷۹۸ در پاریس با “دزیره کلاری” (خواهر زن برادر ناپلئون بناپارت) ازدواج کرده بود که پس از پادشاهی اش با نام “ملکه دزیره” ملکه سوئد شد.اگر فیلم سینمایی "دزیره" را دیده باشید، نام و چهره این مارشال را قطعا بیاد می آورید.

1813 میلادی: سوئدی ها به جنگ علیه فرانسه در زمان امپراطوری "ناپلئون بناپارت" ملحق شدند و پس از آن به مدت حدودا 200 سال کشورشان را از هرگونه جنگ و جدل در امان نگه داشتند.آنها در هر دو جنگ جهانی اول و دوم اعلام بی طرفی کردند گرچه مدارک موجود نشان می دهند که در زمان جنگ جهانی دوم سوئدی ها به طور غیررسمی به آلمانی ها اجازه دادند تا برای لشکرکشی از خاک شان عبور کنند و حتی طبق شواهد تاریخی قطعات فولادی و ماشین آلات جنگی نیز به آنها فروختند.

1846 میلادی: بازار "تجارت" در سوئد تغییر و تحول اساسی یافت و از انحصار دولتی خارج شد.در نتیجه سوئدی ها توانستند کالاهای اساسی زیادی را از مرز دریایی به انگلستان و سایر کشورهای اروپایی بفروشند.

یکی از مهمترین دستاوردهای این انقلاب صنعتی در سوئد پیدایش شرکتهای سهامی یا همان joint stock companies بود که موجب بوجود آمدن شرکتهای خصوصی در ابعاد بزرگ و قابل رقابت شد.ظهور شرکتهای بزرگی نظیر ABB(ASEA),SKF,SONY ERICSSON از نتایج همین انقلاب صنعتی در سوئد بودند که امروزه از مهمترین ارکان صنایع و اشتغال زایی این کشور محسوب می شوند.

1850 میلادی: جمعیت سوئد به 3.5 میلیون نفر رسید(جمعیت فعلی سوئد در حدود 9.3 میلیون نفر است). جمعیت ایران در این سال در حدود 10 میلیون نفر بود.

در همین سال بود که روند مهاجرت سوئدی ها به کشور آمریکا آغاز شد و در طی 60 سال- یعنی تا سال 1910 میلادی- بیش از یک میلیون سوئدی به آمریکا مهاجرت کردند. بیشتر سوئدی ها در آن سالها به امید کسب درآمد بیشتر،رهایی از بیکاری و شرایط بد اقتصادی در سوئد و نیز کسب آزادی های سیاسی بیشتر به بخش های Midwest آمریکا(شیکاگو،کانزاس،میشیگان،مینه سوتا،میسوری،اوهایو و ویسکانسین و...) کوچ کردند.

رشد فزاینده مهاجرت سوئدی ها به آمریکا به قدری بود که در سال 1900 میلادی، شهر "شیکاگو" پس از شهر استکهلم- پایتخت سوئد- دومین شهری در دنیا بود که بیشترین تعداد سوئدی ها را در خود جای داده بود! سوئدی ها در شیکاگو و مینه سوتا برای خودشان یک سوئد کوچک درست کردند(همانند ایرانی های مقیم لوس آنجلس امروز!) و سخت کار کردند.پس از بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی در سوئد در اوایل دهه 1960 میلادی، روند نزولی مهاجرت آغاز شد و بیشتر سوئدی ها به وطن شان مجددا بازگشتند.

1856 میلادی: نخستین خط "ریل آهن" در سوئد در مسیر Örebro به Nora ساخته شد.قابل توجه است که در ایران نخستین خط ریل آهن در سال 1888 میلادی(1261 شمسی) -یعنی درست 32 سال بعد- به طول 8700 متر بین تهران و شاه عبدالعظیم کشیده شد.

در حال حاضر سوئد دارای 12,821 کیلومتر و ایران دارای حدود 8,160 کیلومتر خطوط استاندارد ریلی ست که عمده آن در زمان قبل از انقلاب ساخته شده است.

البته سوئدی ها دارای 7,918 کیلومتر خطوط ریلی برقی (قطارهای برقی یا تراموا) نیز هستند که اغلب از آنها در مسیرهای داخل شهری،بین شهری و برون مرزی برای حمل و نقل عمومی استفاده می شود. این میزان برای کشور ما در زمان قبل از انقلاب تنها 146 کیلومتر (مسیر تبریز به جلفا)بود که توسط روسها کشیده شد.پس از انقلاب نیز تنها دو پروژه قطاربرقی در ایران اجرا شد: خط تهران به کرج در سال 1997 میلادی (بطول 35 کیلومتر) و خط تبریز به آذرشهر در سال 2010 میلادی(بطول 46 کیلومتر).

شایان ذکر است که برقی کردن خط ریلی پر سرعت تهران-مشهد(بطول 926 کیلومتر) پس از سه سال طرح و بررسی، از امسال تازه وارد مراحل نهایی برای تصمیم گیری جهت مناقصه ها شده است. قرار بود این پروژه که با برقی شدن شش ساعت مسیر تهران به مشهد را کوتاهتر می کند امسال به بهره برداری برسد ولی به دلایل مختلف اجرای آن به تعویق افتاد.

1901 میلادی: نخستین جایزه نوبل اهدا شد.طبق وصیت "آلفرد نوبل" -شیمیدان سوئدی-پنج جایزه به‌ طور سالانه در رشته‌های فیزیک،شیمی،فیزیولوژی و پزشکی،ادبیات و صلح به افرادی تعلق می‌گیرد که بیشترین خدمت را به بشر کرده باشند.

هر جایزه عبارتست از یک مدال طلا، یک دیپلم افتخار و مبلغی پول.در حال حاضر، مبلغ اهدایی در حدود 10 میلیون کرون سوئد (در حدود 100 هزاریورو) می باشد.

1905 میلادی: پس از سالها کشمکش و تنش های سیاسی، خاک نروژ از خاک سوئد جدا شد و کشوری مستقل بنام "نروژ" پدید آمد.

قابل توجه است که بدانیم در بیست و هشتم مارس 1814 میلادی،‌ کنگره وین، به پاس خدماتی که سوئد در شکست قوی "ناپلئون بناپارت" امپراطور فرانسه کرده بود نروژ را برخلاف میل مردم آن ضمیمه خاک سوئد کرد و همراه با آن جزیره "ایسلند" نیز که متعلق به نروژ بود را به سوئد واگذار کرد.پس از این واقعه تاریخی، استقلال داخلی نروژ عملا از بین رفت و نروژیان در طی این سالها سر به شورش برداشتند و خواستار حکومتی مستقل شدند تا اینکه سرانجام پس از حدود یکصد سال مبارزه به استقلال مجدد سرزمین خود دست یافتند.

1921 میلادی: حق رای برای همه مردان و زنان در سوئد به رسمیت شناخته شد و در همان سال برای نخستین بار پنج زن وارد پارلمان سوئد شدند.

1927 میلادی: شرکت خودروسازی ملی سوئد "ولوو" Volvo تاسیس شد.بد نیست بدانیم که نخستین شرکت خودروساز ایران یعنی شرکت ایران ناسیونال(ایران خودرو) در سال 1962 میلادی-یعنی درست 35 سال بعد- تاسیس شد.

1934 میلادی: با افزایش رکود اقتصادی و بیکاری ها،نرخ بیکاری در سوئد 24.9 % شد! (نرخ بیکاری فعلی در حدود 8 درصد است).

1939 میلادی: اقتصاد سوئد احیاء شد و نرخ بیکاری به 17% کاهش یافت گرچه همچنان نرخ بسیار بالایی برای سوئد بود.

اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 میلادی: دولتی قدرتمند جهت تامین رفاه عمومی مردم(سوسیال) تشکیل شد.همه شهروندان مقیم سوئد زیر پوشش بیمه خدمات اجتماعی قرار گرفتند و  از امکانات رفاهی اجتماعی حداقل برای برخورداری از مسکن و غذا و بهداشت و درمان برخوردار شدند تا بدین ترتیب هیچکس به علت بیکاری و یا بیماری، گرسنه و بی‌مسکن و بدون درمان نماند.تمامی این ساز و کارها در زمانی در سوئد پایه ریزی شد که سایر کشورهای اروپایی هنوز درگیر جنگ جهانی دوم و خرابی های پس از جنگ بودند.

1944 میلادی: همجنسگرایی در سوئد به رسمیت شناخته شد و قانونی گردید.

اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1960 میلادی: بهترین دوران تاریخ سوئد از نظر رونق اقتصادی شکل گرفت.طی این دو دهه اقتصاد سوئد عمدتاً در اثر افزایش نرخ تقاضای بین المللی از اقتصاد سوئد جهت خرید مواد خام و اولیه(چوب،زغال سنگ،آهن،مس،مواد معدنی و...) از پیشرفت چشمگیری برخوردار گردید. رشد مذکور، شاخص عمومی اقتصاد را افزایش داده و به اعمال تغییرات اجتماعی عمده‌ای منتهی گردید.

در طی این دو دهه اقتصاد سوئد عمدتاً در اثر افزایش نرخ تقاضای بین المللی از اقتصاد سوئد جهت خرید مواد خام و اولیه از پیشرفت چشمگیری برخوردار گردید. رشد مذکور، شاخص عمومی اقتصاد را افزایش داده و به اعمال تغییرات اجتماعی عمده‌ای منتهی گردید.

1974 میلادی: پس از گذشت مدت زمان ۲۰ سال دوره نمایندگی به دوره چهار ساله تغییر یافت و کشور سوئد از نظام دموکراتیک انتخابی برخوردار شد. به این معنا که کلیه احزاب سیاسی با بیش از ۴در صد آراء انتخابات عمومی از کرسی در پارلمان برخوردار شدند و شهروندان سوئدی اجازه حضور در انتخابات پارلمانی را پیدا کردند.

قانون اساسی سوئد بازنویسی شد و در مهمترین تغییر آن، حق انتخاب شخص نخست وزیر توسط پادشاه سوئد گرفته و به سخنگوی پارلمان داده شد.نخست وزیر معرفی شده توسط سخنگوی پارلمان تنها در صورتی از پارلمان رای اعتماد می گیرد که 175 عضو از 349 عضو کابینه دولت موافق با انتخاب وی باشند.در سوئد پادشاه شخص اول کشور است ولی این مقام در درجه نخست جنبه نمایندگی مملکت و تشریفاتی دارد و تمامی قوانین کشور در پارلمان ملی سوئد با توجه به رای اکثریت احزاب سیاسی وضع می شوند.

1986 میلادی: نخست وزیر وقت سوئد "اولاف پالمه" Olof Palme در روز 28 فوریه در زمانی که به همراه همسر خود بدون هیچگونه محافظی از سینمایی در مرکز استکهلم خارج می شد بدست فرد ناشناسی ترور شد.از آن زمان تاکنون هیچ سیاستمداری نتوانسته جای خالی پالمه را در سوئد پر کند و پرونده قتل وی همچنان باز و در هاله ای از ابهام است.پالمه نقش بسیار مهمی در توسعه روابط بین الملل سوئد داشت.

سیاست خارجی اولوف‌ پالمه که همیشه از نقش حقوق بشر و اغلب با کلمات تند از رژیم های دنیا بحث می کرد، در دنیا بازتاب برجسته ای داشته و سیاست داخلی او نیز نقش بزرگی در تغییرات جامعه سوئد بازی کرده است که تعدادی از اصلاحات زمان او تا امروز در جامعه پا برجاست. از جمله این اصلاحات می توان به اصلاحات در قانون کار، سیاست خانواده با بیمه والدین، سیاست برابری جنسیتی، امکانات وام تحصیلی برای دموکراتیزه کردن تحصیلات عالی در سوئد و ... اشاره نمود.

اولف پالمه بعد از انقلاب سه بار از ایران دیدار داشته است. یکبار در جریان گروگانگیری سفارت آمریکا توسط دانشجویان موسوم به خط امام و دو بار دیگر در جریان جنگ ایران و عراق که به عنوان میانجی سازمان ملل به ایران سفر کرده بود.

1995 میلادی: سوئد از ابتدای ماه ژانویه این سال به اتحادیه اروپا EU پیوست.در حال حاضر 27 کشور اروپایی از اعضای اتحادیه اروپا هستند که عبارتند از:

اتریش-بلژیک-بلغارستان-قبرس-چک-دانمارک-استونی-فنلاند-فرانسه-آلمان-یونان-مجارستان-ایرلند-ایتالیا-لاتویا-لتونی-لوکزامبورگ-مالت-هلند-لهستان-پرتغال-اسلواکی-رومانی-اسلوونی-اسپانیا-سوئد و انگلستان.

اتحادیه اروپا در سال 1999 میلادی واحد پولی "یورو" را بعنوان واحد پول مشترک اروپا معرف نمود که تاکنون در 17 کشور جایگزین واحدهای پولی ملی شده است.این 17 کشور "منطقه یورو" Euro Zone عبارتند از:

اتریش-بلژیک-قبرس-استونی-فنلاند-فرانسه-آلمان-ایتالیا-اسپانیا-پرتغال-یونان-لوکزامبورگ-مالت-ایرلند-هلند-اسلواکی و اسلوونی.

کشورهای عضو "منطقه شنگن" Schengen Area هیچ ارتباطی به کشورهای اتحادیه اروپا یا کشورهای حوزه یورو ندارند و شامل 25 کشور زیر می شوند:

اتریش-بلژیک-چک-دانمارک-استونی-فنلاند-فرانسه-آلمان-یونان-مجارستان-ایسلند-ایتالیا-اسپانیا-پرتغال-لاتویا-لتونی-لوکزامبورگ-هلند-مالت-نروژ-لهستان-سوئد-اسلواکی-اسلوونی وسوئیس.

گفتنی ست که قرار است تا پایان سال جاری میلادی کشورهای رومانی،بلغارستان و لیختن اشتاین هم به کشورهای منطقه شنگن بپیوندند.

2000 میلادی: پل عظیم "اوره ساند Öresund " به طول 7.8 کیلومتر دو کشور سوئد و دانمارک را بهم متصل نمود و فصلی تازه در روابط اقتصادی،سیاسی و اجتماعی دو کشور همسایه شکل گرفت.

پروژه ارتباط سوئد و دانمارک که طرح آن نخستین بار توسط دانمارکی ها به دولت سوئد پیشنهاد شد از یک پل معلق،یک تونل و یک جزیره و یک شبه جزیره مصنوعی تشکیل شده است.پل اوره ساند دارای دو طبقه می باشد که طبقه نخست آن به عبور و مرور اتومبیلها و طبقه زیرین آن به عبور قطار اختصاص دارد.

2010 میلادی: برای نخستین بار در تاریخ سیاسی سوئد، حزب راست افراطی و مهاجرستیز دموکراتهای سوئد SD با کسب حداقل 4 درصد آرای لازم به پارلمان سوئد راه یافت.ائتلاف آلیانس The Alliance که متشکل از احزاب مدرات،لیبرال،مرکزی و دموکرات مسیحی می باشد توانستند با کسب ۳۰ درصد آرا به نسبت چهار سال قبل، ۳.۹ درصد افزایش رای را تجربه کنند در حالیکه ائتلاف چپی ها یا ائتلاف قرمز و سبزها Red-Greens بودند که هرچند توانستند ۳۰.۹ درصد آرا را کسب کنند ولی با ۴.۴ درصد کاهش آرا بزرگترین شکست انتخاباتی تاریخ حزبی شان را تجربه نمودند.

قدیمی ترین و بزرگترین حزب حاکم بر دولت سوئد یعنی حزب سوسیال دموکراتهای سوئد به رهبری خانم "مونا سالین" که پرچمدار تحولات عظیم اجتماعی در عرصه سیاسی سوئد در دهها های اخیر محسوب می شود، با بزرگترین شکست در جذب اکثریت پارلمانی سوئد مواجه شد.حزبی که در طی چهل سال اخیر، بیشترین تلاشها را برای ورود مهاجرین غیراروپایی به سوئد،فراهم نمودن زمینه ها برای تامین رفاه اجتماعی آنها و نیز ایجاد سامانه های رایگان بهداشت و درمان عمومی،تحصیل، رایگان،بیمه های اجتماعی آسان و مناسب و بسترسازی برای ایجاد یک جامعه آزاد و پیشرفته صنعتی نموده است. خانم مونا سالین نتایج این انتخابات را فاجعه خواند و پس از مدتی کوتاه از رهبری این حزب جامعه گرای سوئد استعفاء داد.


تهیه،تنظیم و نگارش : علی مهدی پور


*درصورتی که قصد لینک این صفحه را دارید،از نوار تولبار بالای صفحه به کل مطلب لینک کنید.لطفا مطالب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ کپی رایت در ایران کمک کنیم.

نظرات (1)
رضا ||
سه‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 08:18
لطفا راجع به رفتار عمومی مردم سوئد با خود و مهاجران و از جمله
نسبت به ایرانی ها هم بنویسید.
با تشکر از زحماتی که می کشید
امتیاز: 4 0
پاسخ:
درود بر شما
مطالب بخش نکته ها از سوئد و همچنین فرهنگ در سوئد را دنبال کنید
پیروز باشید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به زیر آسمان سوئد می باشد